تبليغاتX
سقز

قاله مه ره

زندگينامه: قادر عبدالله ‌زاده (قاله مره) (1304- 1388)


قادر عبدالله‌ زاده‌، مشهور به‌ "قاله‌ مه‌ره"، هنرمند نامي و نوازنده نامدار شمشال اول دي ماه 1304 در روستاي كوليجه از توابع شهرستان بوكان به دنيا آمد.

وي در گفت وگويي گفته بود كه از 11 سالگي شمشال مي‌نواخته است. شمشال سازي بادي فلزي زرد رنگي است، شبيه ني كه در كردستان مي‌نوازند.

در سطح اين ساز شش سوراخ وجود دارد و یکی از ساز‌های اصیل و قدیمی در منطقه «کردستان» است. شمشال، در شمار ساز‌های بادی فلزی برنجی قرار می‌گیرد و از لحاظ نوع صدا و وسعت در زمره‌ی ساز‌های بَم با طنین خاص خود است. این ساز از « مِسوار» که آلیاژی زرد رنگ است و از آن برای ساخت سماور‌های قدیمی زغالی استفاده می‌شده، ساخته می شود.

شیوه نوازندگی این ساز هم کاملاً تحت تاثیر وضعیت جغرافیایی منطقه «کردستان» است که طبیعتی کوهستانی و پستی- بلندی‌های بسیار دارد. نوع نوازندگی این ساز کاملاً پرشور و هیجان با صداهای قوی و ضعیف مکرر و تکرارهای متوالی است.

لقب قاله مره (مرد آرام) را شيخ محمد (شيخ منطقه‌اي كه قادر در آن زندگي مي‌كرد) به وي داد.  او سازش را که بیش از ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال قدمت دارد و از يك نفر خريده بود در طول زندگي از خود دورش نساخت. سازی که روزها آن را زیر آستین لباس کردیش می‌گذاشت و شب‌ها آن را زیر بالش می‌گداشت و بر بالین آن به خواب می‌رفت.

او می‌‌گوید: «عاشق شِمشال سید شده بودم. چند بار رفتم پیشش و بهش پیشنهاد خرید شِمشالش را دادم اما قبول نکرد. پس از مدتی مریض شد و مرد. من هم شِمشالش را از پسرش با یک رأس گوسفند که آن زمان ۵ قِران قیمت داشته معاوضه کردم.»

 پدر، پدربزرگ و برادران قاله مه‌ره هم از نوازندگان برجسته و مشهور شِمشال بوده‌اند؛ اما او می‌گوید که هیچ‌کس استاد او نبوده و ساز زدن را به او یاد نداده است. قاله مه‌ره خدا را استاد خود می‌‌داند. آهی می ‌کشد و درحالی که اشک در چشمانش جاری شده، می‌‌گوید:«همه چیز از یک خواب شروع شد. فصل پاییز بود. بچه بودم، مهمانی یکی از فامیل‌‌هایم دعوت شده بودیم. برادرم و دو نفر دیگر از بستگانم شِمشال می ‌زدند. می ‌خواستم شِمشال بزنم، اما مانند آنها نمی‌‌توانستم. آن‌ها هم مرا بیرون کردند و من هم گریه‌کنان به سمت یه خونه گِلی دویدم و تا اون جایی که ‌تونستم گریه کردم و همون جا خوابم برد. یک نفر اومد تو خوابم و بهم گفت: «عبدالقادر، عبدالقادر، پاشو، از بس گریه کردی حوصله خدا رو هم سر بردی، برو و شِمشال بزن.»

او ادامه می‌دهد: «وقتی از خواب بیدار شدم، شروع کردم به نواختن شِمشال. دیگه قادر دیروز نبودم و کسی حریف من نبود.»

 خانه‌ی یک طبقه‌ی قاله مه‌ره، در کوچه‌ای بُن بست و خاکی، در حاشیه شهر قرار دارد. او هر روز صبح از ساعت ۹، با عصایی که در دست داشت به خیابان «کهنه»، شهر «بوکان»، که جنوبی‌‌ترین شهر استان «آذربایجان غربی» است می‌رفت و تا ظهر به گشت زنی در خیابان‌‌های اطراف خانه‌اش می‌پرداخت و شِمشال می‌نواخت.

عصر‌ها نیز به قهوه خانه‌های «ملا عباس»، «ره‌حمانه چوُر» و «حاجی محمد» که در میدان کوچکی که در آن گندم و جو خرید و فروش می ‌کنند، می‌رفت و برای مردمی که اکثر آن‌ها بیشتر از ۵۰ سال سن دارند ساز می‌نواخت.

 قاله مه‌ره دوران نوجوانی و جوانی چوپان بوده اما بقیه عمرش را برای مردم کوچه و بازار شِمشال زده است و تنها راه کسب درآمدش هم نی زنی بوده‌ است و از این راه امرار معاش می‌کرد. او حتی روز‌های جمعه به غار «سهولان» که در فاصله ۳۵ کیلومتری «بوکان» و در نزدیکی «مهاباد» است می‌رفت تا ساز بزند و پول دربیاورد.

 او بعضی از روز‌های هفته هم برای ساز زدن و کسب درآمد سری به شهرهای اطراف می‌زد. مثلاً با طی کردن مسیر ۵۵ کیلومتری خود را به «مهاباد» می‌رساند و یا مسیری ۳۵ کیلومتری را طی می‌کرد تا به «سقز» برسد و در خیابان‌‌های اصلی ساز بزند و پول جمع می‌کند.

قاله مه‌ره «شمشالش» را تنها دوست و همدم خود می‌دانست و به‌ شوخی می‌گفت: «همیشه با هم خوابیدیم. از بچگی با هم بزرگ شدیم. گاهی وقت‌ها با هم صحبت می‌کنیم و گپ می‌ زنیم. هر چی از دهنش در بیاد می‌‌گه. یه حرف‌هایی می‌‌زنه که آدم تعجب می‌‌کنه. خیلی هم پر رو شده.»

 قاله مه‌ره، با آن که سواد خواندن و نوشتن نداشت اما دریایی از موسیقی غنی کردستان را در سینه‌‌اش حفظ کرده بود. او، بیشتر آهنگ‌های ترانه‌هایش را خودش ساخته‌ بود. داستان‌های عاشقانه و منظومه‌های حماسی کردستان خمیر مایه آهنگ‌‌های او هستند. وی گفته‌ است که بیش از ۱۷۰ «مقام» را حفظ کرده‌ام. گرچه تعداد بیشتری را می‌‌دانستم اما الان نمی‌‌توانم بزنم.

 قاله مه‌ره در بین آهنگ‌هایی که نواخته‌ است، آهنگ «کانبی خواز» را خیلی دوست داشت. کانبی خواز، اسم مردی به نام «کانبی فَقِه وَیسه» بوده که در یک نبرد رویارو با «احمد خان نامی» ، از ارباب‌های «مراغه» هر دو به دست یکدیگر کشته می‌‌شوند. گفته می‌‌شود که این بیت را زنی به نام «خواز» که خواهر کانبی بوده، سروده است.

آوازه و شهرت زیاد قاله مه‌ره باعث شده هر‌از چند گاهی به مناسبت‌ های گوناگون و برای اجرای برنامه‌های مختلف از جمله یادواره‌ بمباران شیمیایی «سردشت» و «حلبچه»، یادبود قرباینان «اَنفال» (کشتار بیش از 180 هزار کرد به دست رژیم بعث در کردستان عراق)، بزرگداشت هفته معلم، اجرای ساز‌های محلی در کردستان ایران و عراق به مراسم‌ های مختلف دعوت شود و سفر‌هایی را به نقاط مختلف ایران داشته باشد.

سفرهایی که لوح‌ های تقدیر زیادی هم برایش به همراه داشته است كه از جمله آنها لوح برگزيده در جشنواره موسيقي نواحي ايران در كرمان بود. لوح‌ هایی که با ۸ تا از آن ‌ها که حاشیه ‌های فلزی و چوبی دارند دیوار اتاق خوابش را تزئین کرده بود.

 قاله مه‌ره چند سال پیش، به گفته خود به دعوت «جلال طالبانی» رئیس جمهور کنونی عراق، به‌ منظور نواختن ساز، به‌ مدت ۲۰ روز به کردستان عراق سفر کرد.

قاله مره 31 ارديبهشت 88 در منزل مسكوني‌اش دار فاني را وداع گفت0

 

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت 23:29 |

آشنایی با روستای سهولان و غار آبی آن(این غار هرچند در استان کردستان نیست ولی در منطق کرد نشین واقع است)

موقعیت جغرافیائی و راه‌های ارتباطی

این محل در 43 کیلومتری مسیر جاده‌ی فرعی مهاباد‌ـ‌بوکان بعد از روستای عیسی‌کندی به مساحت تقریبی 7 کیلومتر نزدیک روستای ساهلان و در شمال‌شرقی آن واقع است

جاده‌ی اصلی آسفالته و جاده‌ی فرعی آن خاکی و تقریباً حالت شوسه را دارد

غار در کمر کوهی بنام کوتر "در اصطلاح محلی" می‌باشد. این کوه طی یک سلسله بطرف غرب به کوه‌های بلندی بنام قوتر ختم می‌شود. ارتفاع کوه مذکور در حدود 1780 متر از سطح دریای آزاد بوده و غار کمی بالاتر از سطح جاده که براحتی می‌توان به محوطه‌ی آن وارد شد، قرار دارد

قبل از ورود به دهانه‌ی غار یک محوطه‌ی زیبا،‌ به شکل نعل اسب وجود دارد که بصورت یک باغچه‌ی کوچک می‌باشد این محوطه دارای پوشش گیاهی علفی و چندین درخت می‌باشد که از سایه‌ی آنها می‌توان استفاده‌ی مطلوبی کرد.

با گذر از محوطه‌ی غار به دهانه‌ی آن می‌رسیم که ارتفاع آن از بام غار در حدود 30 متر، عرض 12 متر و ارتفاع 9 متر دارد. با گذشتن از روی سنگ‌های ریزش‌کرده به دهانه‌ی غار، به ابتدای دریاچه‌ای می‌رسیم که آبی صاف و زلال با عمق متفاوت دارد. وسعت این دریاچه در حدود 32*50 متر مربع، ارتفاع گنبدی شکل این بخش از سطح ایستایی آب حدود 30 متر و میانگین عمق آب در حدود 12 متر، فشار هوا در غار 892 میلی‌بار، رطوبت 70 الی 80٪، دمای هوای داخل غار 13 درجه، دمای هوا در فصول مختلف 10-7 درجه می‌باشد

دریاچه اول توسط یک دالان به عرض متوسط 2 متر، ارتفاع 8 متر، طول 40 متر، میانگین عمق 12 متری به دریاچه‌ی دیگری منتهی می‌شود که دارای زیبایی خاصی است. این قسمت که از دریاچه‌ی اولی بزرگتر است وسعتی معادل 42-58 متر مربع، ارتفاع گنبدی 50 متر (تقریبی) و میانگین عمق معادل 11 متر را داراست. در اطراف این دریاچه علاوه بر یک خشکی شبه جزیره‌ای که براحتی می‌توان بر روی آن از قایق پیاده شد، گلوگاه‌ها و ایوان‌های طبیعی وجود دارد که انتهای آنها بسته است. با این حال یکی از آنها به صورت تونلی در طرف راست دریاچه وجود دارد که قایق پلاستیکی چهار نفره به سختی از آن عبور می‌کند. چرا که عرض آن در بعضی جاها 5/1 متر می‌رسد. میانگین عمق این قسمت در حدود 15 متر و طول آن 18 متر و ارتفاع آن 4 متر می‌باشد. این تونل در انتها به اندازه‌ای باریک می‌شود که فقط یک نفر با تیوب می‌تواند از آن عبور کرده و در نهایت به بن‌بست برسد.

شفاف بودن آب دریاچه، بطوریکه در صورت وجود نور کافی تا چندین ده متر می‌توان سنگ‌های بستر را ملاحظه نمود حاکی از این است که آب این قسمت از نوع اکسیدان بوده و به علت زیاد بودن رطوبت، عدم نور کافی و سایر پارامترهای مورد نیاز موجودات، این بخش به صورت یک اکوسیستم در نیامده است. با وجود این در ابتدای دهانه و دریاچه‌ی اول تعدادی کبوتر و در مدخل دریاچه‌ی بعدی تعدادی پرنده‌ی شبگرد (خفاش) زندگی می‌کنند

غار سهولان از شگفتی‌های آفرینش است و بعد از غار علیصدر همدان دومین غار آبی ایران بشمار می‌آید. این غار در منطقه بسیار خوش آب و هوایی قرار گرفته و هر چهار فصل سال در این منطقه شکوه خاص خود را دارد.کوه‌های برفگیر بلند آن در زمستان و پوشش گیاهی (دارویی و خوراکی) آن در بهار. این غار در 43 کیلومتری شرق شهرستان مهاباد و بین جاده مهاباد بوکان قرار گرفته. هر چند از نظر آغاز پیدایش به دوره دوم زمین‌شناسی (کرتاسه) برمی‌گردد، اما در هیچ یک از کتب معتبر فارسی، کردی و ترکی نامی از آن برده نشده تنها ژاک دمورگان جهانگرد مشهور فرانسوی بین سال‌های 1869-1892 که در ایران مشغول نوشتن کتاب جغرافیای غرب ایران بوده غار را دیده و با کمک ساکنین روستا بوسیله‌ی کلک از راه آبی وارد غار گشته و از راه خشکی بیرون آمده. کروکی که ژاک دمورگان از غار کشیده 60٪ با واقعیت کنونی همخوانی دارد. سپس در سال 1350 هـ . ش یک هیئت غارنورد از دانشگاه آکسفورد با تجهیزات کاملی از غار دیدن کرده و درباره‌ی آن نوشتند که غار سهولان یکی از عجیبترین غارهای آبی جهان به شمار می‌آید

غار سهولان یکی از مهمترین و بی‌نظیرترین غارهای طبیعی ایران است که علاوه بر داشتن یک حوضچه‌ی بزرگ آبی با مناظر فوق‌العاده دیدنی و دالان‌های مملو از آب، دارای یک مدخل با دالان‌های تنگ و باریک خشکی است که در طول ادوار مختلف مورد سکونت انسان‌های اولیه تا قرن اخیر قرار گرفته است. به استناد لایه‌های سفالی که از منطقه‌ی دالان اصلی و آخرین بخش واقع در نزدیکی حوضچه‌ی اصلی دریاچه بدست آمده در هزاره‌های دوم این غار  و اول قبل از میلاد تا دوره‌ی پارتی مورد سکونت واقع شده است. اصولاً انسان‌های نخستین که در چنین غارهایی زندگی می‌کرده‌اند مسلماً بعلت وجود کم غارها و عدم گنجایش کافی غار عده‌ای از افراد بویژه در فصول بهار و تابستان در بیرون و دهانه‌ی اصلی غار با پوست و گیاهان و بوته‌ی درختان خانه‌هایی در زیرزمین برای خود می‌ساختند که وجود سفال‌های بدست آمده در اطراف دهانه اصلی غار و محوطه‌ی بیرونی آن مؤید این موضوع است

در بلندترین نقطه کوه سهولان که این غار در آن ایجاد شده است وجود یک قطعه از نوع دیده‌بانی که دیواره‌های سنگی آن خشکی چین است جلب نظر می‌کند که متأسفانه از این محل به علت ریزش شدید دیوارها هیچگونه آثار سفالی بدست نیامد ولی نوع معماری آن ما را به دوران قرون وسطی راهنمایی می‌کند. سفال‌های موجود در محل دالان اصلی (بخش مسکونی) و محوطه مقابل دهانه غار استقرار انسان‌ها را در هزاره‌های قبل از میلاد، پارتی و اسلامی تأیید می‌کنند

با توجه به داده‌های سفالی و وجود یک محوطه نسبتاً وسیع در بخش دالان خشک این غار و انباشته شدن خاک‌های دستی و حتی وجود چندین متر در کف آن استقرار انسان‌ها را در این محل کاملاً آشکار می‌نماید.

محیط زیست

تنها موجودات زنده‌ای که در داخل غار سهولان زندگی می‌کنند یکی کبوتر چاهی یا کوهی است که قسمت‌هایی از غار را به عنوان آشیانه انتخاب و در آنجا تخم‌گذاری می‌کنند و پرواز و صدای آنها که در داخل غار می‌پیچد زیبائی خاصی به غار بخشیده است. دیگری خفاش است که در قسمت‌های بالای غار (سقف غار) زندگی می‌کنند. آب داخل غار از نوع سخت بوده و پی اچ حدود خنثی را داراست و تقریباً به جز جانداران میکروسکوپی (تک سلولی‌ها) آبزی دیگری در آنجا زیست نمی‌کند. با توجه به اینکه آب غار از آب‌های زیرزمینی تأمین می‌شود به نظر می‌رسد در صورت تخلیه از آب آن کاسته شده و یکی از ویژگی‌های آن که همانا داشتن عمق زیاد آب (حداقل 12 و حداکثر 25 متر) از دست می‌رود. در هر حال از نظر داشتن ویژگی‌های متفاوت به عنوان یکی از جاذبه‌های طبیعی منطق کرد نشین مطرح است

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:45 |
 

نماي مسجد دو مناره (عكس شار نيوز)

موقعیت:سقز- خیابان امام

تاریخ دقیق بنای مسجد مشخص نمی باشد.لیکن ساکنین منطقه ساخت مسجد را به شیخ حسن مولان آباد نسبت داده اند و ازاینرو احتمال دارد در اواخر دوره افشاریه و اوایل دوره زندیه ساخته شده باشد مسجد دارای شبستانی با چهار ستون قطور چوبی به نشانه خلفای راشدین است.در ضلع جنوب غربی ایوان ستوندار (مصلای تابستانی) ساخته شده است که فرم مخصوص مساجد منطقه کردستان را دارد.در بالای مسجد, دو مناره قرار دارد که به همین دلیل مسجد به دو مناره شهرت یافته است.در بنای مسجد خشت خام , ملات گل,سنگهای لاشه, چوب و... بکار رفته است و در تزئینات مناره ها از کاشی ها و اجرکاریهای معقلی استفاده شده است. در کنار مسجد فضاهای حوضخانه آن که بنای گنبد دار دارد و به عنوان محل وضوی نمازگزاران استفاده می شود قرار دارد و احتمالا قدمت آن از مسجد کنونی بیشتر و زمان ساخت آن مربوط به دوران صفویه است.مسجد دومنار (شار نيوز)

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 9:0 |
 

شهرستان سقز

سقز واژه و وتاریخ:

درباره ی شهر سقز از نظر تاریخی عقاید و نظرات گوناگونی از مورخین و نویسندگان مختلف وجود دارد که بعضی از این نظرات علمی و با سندیت تاریخی و قابل قبول ترند و برخی نیز هیچگونه پایه ی علمی و عقلی و تاریخی ندارند.

در این جا برای رعایت اختصار و به خاطر گسترده نشدن حجم نوشته برای رد نظریات غیر منطقی از بحث در مورد آنها خودداری می شود و به چند نظریه از دسته اول بسنده می شود.

آن چه از بیشتر دست نوشته ها و کتب تاریخی  بر می آید،این است که سقز نام خود را از "سکاییان" یا "سکه" آنچنان که در بیشتر نوشته های آشوری نامیده شده اند گرفته است.

زمانی که سکاییان در جنوب دریاچه ی ارومیه در ناحیه ی ماننا مستقر بودند سقز پایتخت آنان بوده است.آقای"جلیل ضیاپور" در "مادها و بنیان گذاری نخستین پادشاهی در غرب ایران" ایزیرتو را همین سقز کنونی می داند،وی در ادامه دلیل آن را وجود دو قلعه از هفت قلعه ای که "نابورشاروسو" سردار آشوری در زمان"آشوربانیپال" نام برده است،در حوالی سقز می داند؛1- قلعه ی زیویه 2- قلعه ی ورمیاته.

"ژاک دومورگان" در جغرافیای غرب می نویسد که:سقز شهری قدیمی و کوچک است که سابق دارای استحکامات و برج و بارو بوده همچنین"دیاکنوف" در تاریخ ماد سقز را ناحیه ی فرعی (ب) از ناحیه (3) از دوازده منطقه ای که بر اساس خط آب تقسیم بندی کرده می داند یعنی جنوب دریاچه ی ارومیه.

برخی دیگر معتقدند: که واژه ی سقز برگرفته از نام"سیاکسار" یکی از پادشاهان مادی است که یونانیان او را "سیاکس" خوانده اند."عبدالحسین زرین کوب" در (روزگاران 1378) می نویسد که بقایای طوایف مختلف بومی و مهاجر قبل از ورود آریایی ها در نواحی سقز کنونی مستقر بوده اند و اتحادیه ی مانای را به وجود آورده بودند که آنچه به نام گنجینه ی زیویه در نزدیکی سقز در این اواخر به دست باستان شناسان بدست آمد نشانگر فرهنگ و هنر آنان می باشد؛در برخی منابع دیگر هم آمده که اقوام "لولوی" و " زامودها" نیز که جزو تمدن "مانایی" هستند،محل سکونت اصلی آنان اطراف سقز بوده است.

"آندره گدار" مرکز تمدن "مانا" را در تپه ی "کاپلانتو"(قپلانتو) در جنوب سقز می دانست و "دیاکنوف" هم معتقد است که این مرکزیت در شمال غربی "مانا" یعنی ناحیه ای بین بوکان و سقز.با توجه به اینکه دست نوشته ها و آثار مکتوب از مادها و اقوام اولیه این ناحیه تا به حال به دست نیامده و با توجه به حجم و گوناگونی فرضیات در این باره ادامه ی بحث را به دست صاحبان فن می سپاریم باشد که با تلاش و کوشش فراوان چراغ راه تاریک تاریخ این مرز و بوم را بیفروزند.

در باره ی تاریخ نه چندان دور سقز یعنی حوالی سال 1310 یکی از تاریخ نویسان به نام (وقایع نگار کردستانی) سقز را یکی از بلوکات هفده گانه ی کردستان می داند که در بین شمال و غرب با سنندج بیست و چهار فرسنگ(هر فرسنگ معادل 6 کیلومتر) فاصله داشته و یک قصبه و سیصد و شصت روستا را شامل می شده،همچنین او سقز را نزدیک به هزار و دویست و بیست و چهار خانوار تخمین زده است و جمعیت آن را سی و چهار هزار و بیست و چهار نفر سرشماری کرده است.

این شهر در آن زمان دارای سه حمام،ده مسجد،یک بازار و سه کاروان سرای معتبر بوده و عمارت با شکوه و پررونقی داشته که دارای اندرونی و بیرونی وسیعی بوده است،همچنین باغها و چشمه های فراوان و مردمی بافرهنگ داشته است.میزان مالیاتی را که این شهر باید می پرداخته حدود شش هزار و سیصد و پنج تومان بوده.بلوک کرفتو که یکی از بلوکهای هفده گانه بوده با جمعیتی نزدیک به هزار و ششصد نفر خود جزئی از بلوک سقز به شمار می رفته است.

 موقعیت جغرافیایی:

شهرستان سقز در شمال استان کردستان واقع شده و دومین شهر این استان می باشد.

با وسعتی حدود 4444 کیلومتر مربع در شمال غرب،شمال و شمال شرق به ترتیب با شهرهای بوکان،شاهین دژ و تکاب(استان آذربایجان غربی)هم مرز می باشد،در شرق با دیواندره و در جنوب با مریوان مرز مشترک دارد،همچنین در حاشیه ی جنوب غربی به کردستان عراق چسبیده است و در غرب با شهر بانه همسایه است.

این شهر در "46 درجه و 17 دقیقه"طول جغرافیایی و "36 درجه و 14 دقیقه" عرض جغرافیایی از خط استوا واقع شده است.ارتفاع آن از سطح دریا 1476 متر است و نسبت به تهران "25 درجه و 27 دقیقه"طول غربی فاصله دارد.در ناحیه ای کوهستانی و مرتفع بین ارتفاعات نامنظم سلسله جبال زاگرس واقع شده،در جنوب این شهر کوههای "هیجانان" و در غرب آن کوههای "ملقرنی" گسترده اند.

"کوه بنفشه"با ارتفاع 2370 متر،"کوه گارین" با ارتفاع 2167 متر و "چهل چشمه" با 3137 متر،از مرتفعات مهم آن است.این کوهها در دوران اول همزمان با کوههای زاگرس،البرز و کپه داغ در خراسان به وجود آمده اند.با توجه به نقشه ی پوشش گیاهی ایران سال 1371 (مقیاس 1:9000000) این ناحیه دارای مراتع درجه یک و متوسط است.

مراتع درجه یک آن را در مناطق "خورخوره" و "سرشیو" می توان مشاهده کرد اما به دلیل عدم استفاده از سدها و آب بندیهای کافی و مناسب بر روی رودها و نهرها و عدم انجام اصولی و بموقع طرح های حفظ مرتع، مراتع این شهر به تدریج روبه کاهش است.هرچند که تقلیل نزولات جوی و متعاقب آن افزایش گرمای عمومی کره ی زمین هم مزید بر علت شده است.از نظر پوشش گیاهی دارای240000 هکتار مرتع،7000 هکتار جنگل و 188000 هزار هکتار زمین کشاورزی(20000 هکتار را زمینهای آبی و 168000 هکتار را زمینهای دیم تشکیل می دهند،آمار 83 جهاد کشاورزی و منابع طبیعی شهر سقز).وجود منابع آبی روزمینی و زیرزمینی از خصوصیات بارز هر منطقه می باشد.شهرستان سقز نیز از این نعمت بی بهره نبوده و دارای نزولات جوی مناسب(حدود 400 میلیمتر تا 700 میلیمتر) در حد وسط بارش جهانی قرار دارد.

همچنین از دیرباز دارای چشمه ها و سرچشمه های پرآب و رودهای کوچک و بزرگ زیادی بوده است که از آن میان به چند رودخانه ی قابل توجه اشاره می شود:

1-   رود جغه تو(زرینه رود-زیرین چوم):این رود از کوههای چهل چشمه در جنوب شرقی سقز از سرچشمه های کوههای"قادرکژیاو"،"دوبرا"،"سلطان آغزتو" و "شاخه ره شه" و ... منشا می گیرد و پس از گذشتن از خاک سقز در نزدیکی میاندوآب به رودخانه ی "تتهو" می پیوندد و با مسیر شمالی به دریاچه ی ارومیه (طسوج،چی چست) می ریزد.طول این رود حدود 249 کیلومتر است.

2-   رود خورخوره: از کوههای چهل چشمه سرچشمه گرفته و همراه با رودهای کوچکتری مانند"ئیراب"،"ره‌غجه‌ر"،"زایر" و "پیرسلیمان" پس از طی مسافتی در نزدیکی روستای "قشلاق-رضا" به رودخانه ی جغه‌تو می ریزد.

3-   رود سقز (چه‌می سه‌قز): از "گردنه ی خان" در نزدیکی بانه سرچشمه می گیرد.سرچشمه های اصلی آن از کوههای "هه‌واره‌-به‌رزن" 2260 متر(دوسه‌ره‌) و (به‌رده‌سیر) با نام رود "میرگه‌نه‌خشینه‌" طی طریق می کند و سپس با عبور از آن منطقه به نام رود "شیخ چوپان" به اطراف سقز می رسد و از آن به بعد با نام "رود بزرگ سقز" شناخته می شود و در نهایت در نزدیکی روستای "داش آلوجه‌" به رودخانه ی "جغه تو" می ریزد.

از شاخه های پیوندی "چه م سقز" می توان به:

الف- رود خان از کوههای گرده(2630) غه زب(2160)

ب- رود آلتون از کوه استاد مصطفی (2251 متر) اشاره نمود.

    4- رود تتهو (سیمینه رود):  از ارتفاعات "گورک" و از سرچشمه های کوه های "کابری" (2417 متر) " خه‌سره‌ وقالات" و "دوسه‌ره‌"(2156 متر) منشا می گیرد و در نهایت به دریاچه ی ارومیه می ریزد.

(برگرفته از شارنیوز)

 

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 و ساعت 23:59 |

 دکتر مظفر پرتوماه

« مردی که از آمریکا بازگشته و می گوید : " بسوی قرآن برگردید ."

دکتر مظفر پرتوماه در سال 1320 در محله ی جورآباد سنندج در خانواده ای متدین و زحمت کش چشم به جهان گشود . وی تحصیلات ابتدائی را در زادگاهش شروع کرد و تحصیلات ششم ابتدائی و سیکل اوّل را با رتبه ی ممتازی گذراند ، وبعد از آن وارد دانشسرای مقدماتی شده و بعد از دو سال تحصیل به عنوان شاگرد نمونه دیپلم ناقص را اخذ نمود و بالاخره در دبیرستان هدایت سنندج ، دیپلم رشته ی ریاضی فیزیک را با رتبه ی اوّل کسب می کند . بعد ار گرفتن دیپلم و شرکت در آزمون سراسری ، وارد دانشسرای عالی تهران می شود ، سه سال در آنجا به تحصیل می پردازد و نفر برتر شناخته می شود .

زیرکی و ذکاوت پرتوماه و کسب مقام برتر در همه ی مقاطع تحصیلی ، زمینه ی اعزام ایشان به آمریکا ، از طرف وزارت فرهنگ وقت را فراهم نمود .

ایشان بعد از یکسال و نیم تدریس دروس ریاضی و فیزیک و ادبیات در شهر سقز ، بالاخره در سال 1964 میلادی جهت ادامه ی تحصیل راهی آمریکا می شود و در ایالت سردسیر وسکانسینا شهر مادیسون اقامت می گزیند و در دانشگاه وسکانسین ، یکی از مراجع معتبر آمریکا ، در رشته ی فیزیک هسته ای تحصیلات خود را تا مقطع دکترا ادامه می دهد .

دکتر پرتوماه در آنجا با تعدادی از دانشجویان مسلمان دیگر کشورهای مقیم آمریکا آشنا می شود و بعد از آنکه متوجه می شود که ایشان حدود یک سال است ، تشکلی تحت عنوان « انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا » تأسیس نموده اند ، بی درنگ عضویت در این انجمن را می پذیرد و رسما فعالیت های دینی خود را با ایشان آغاز می نماید .

از به بعد روزانه مشغول کسب علم و حضور در دانشگاه می شود و سایر اوقات در انجمن دانشجویان به فعالیت می پردازد و همین امر باعث می شود که دکترایش را یکی دو سال دیرتر بگیرد ، خودشان در این باره می گویند : " شکر خدا اگر چه بواسطه ی فعالیت در انجمن دانشجویان مسلمان یکی دو سال دیرتر توانستم دکترا بگیرم ، امّا همین امر سبب پدیده ای مبارک شد و آن این بود که به واسطه ی آن کارها توانستم از میان دانشجویان مسلمان مقیم آمریکا در اغلب کشورهای اسلامی دوستانی بیابم که به واسطه ی آنان امروز در آفریقا ، آسیا ، اروپا و تقریبا در تمام دنیا شناخته شده ام ، پس صمیمانه می گویم : الحمد لله رب العالمین . "

در سال 1968 در کنگره ی رویال آبردهاو ، که به خاطر به آتش کشیده شدن مسجد الاقصی توسط یهودیان ، در لندن برگزار گردید ، دکتر پرتوماه به نمایندگی انجمن اسلامی دانشجویان آمریکای شمالی در آن شرکت می نماید و با صدور قطعنامه و بیانیه های متعدد شدیداً دولت اسرائیل را به خاطر این جنایت محکوم و ناچار به واکنش می نمایند . طی سفر به انگلستان و شرکت در آن کنگره ی عظیم صلابت و دلسوزی و دفاع قاطع و جدّی از اسلام و مسلمانان از طرف دکتر پرتوماه باعث محبوبیت ایشان در میان هم مسیرانش می شود ، به همین سبب پس از بازگشت به عنوان نائب رئیس انجمن انتخاب می شود و یک سال بعد به عنوان رئیس انجمن زمام امور را در دست می گیرد . انجمنی که در آن زمان حدود 10هزار نفر عضو داشت و امروز بر اثر فعالیت دلسوزانه دانشجویان ، اعضای آن بالغ بر یک میلیون نفر است .  

در اقدام اوّل پس از انتخاب به ریاست انجمن، دکتر پرتوماه به اتفاق بقیه ی اعضای هیأت رئیسه سه بنا را برای اجتماع مسلمانان در آمریکای شمالی خریداری می کند تا آنها را به مسجد ومحل عبادت تبدیل نماید .

پس از تأسیس آن سه مسجد در آمریکا برای اولین بار دانشجویان به این فکر می افتند که پس از فراغت از تحصیل و بازگشت به کشورهایشان تکلیف این اماکن چه خواهد شد و چه کسانی عهده دار آنها خواهند بود ؟ لذا با همفکری به این نتیجه می رسند که بایستی مؤسسه ای را به عنوان سرپرست املاک مسلمانان به ثبت برسانند تا از هدر رفتن آن املاک و اماکن جلوگیری شود ، مؤسسه ثبت می گردد و دکتر پرتوماه به عنوان رئیس آن انتخاب می شود و خودش در این باره می گوید : " یکی از بزرگترین افتخارات من در زندگی آن است که سند تاریخی املاک موقوفه و مساجد مسلمانان آمریکا را به عنوان رئیس مؤسسه امضا کردم و در تاریخ آن کشور به ثبت رسید . " 

این مؤسسه در گزارش عملکرد خود در کنگره ی سال 2004 م « دانشجویان اسلامی آمریکا» اعلام کرد که تا به حال بالغ بر 7000 مسجد و املاک موقوفه زیر نظر این مؤسسه به ثبت رسیده است .

پس از کسب دکترای فیزیک هسته ای ، در سازمان فضایی آمریکا « ناسا » فعالیت خود را آغاز می کند . امّا عشق و علاقه به دین مبین اسلام باعث می شود تا در دیار غربت یک آن از پای ننشسته و برای نشر و تبلیغ این دین آسمانی و نجات بخش وارد عرصه ی تبلیغ و دعوت گردد .

ایشان در سال 1357 ه.ش به ایران باز می گردد . ابتدا به عنوان نماینده دولت در « هیأت حسن نیّت » و ناظر بر انتخابات شورای شهر سنندج برگزیده شد _ این انتخابات برای اولین بار در ایران و به پیشنهاد کاک احمد مفتی زاده برگزار شد _ . پس از انتخابات و برگزیده شدن یازده نفر به عنوان شورای شهر سنندج ، در سال 1358 از طرف رئیس جمهور وقت ( بنی صدر ) ، جهت همکاری با دولت دعوت و به عنوان مشاور عالی رئیس جمهور در امور علمی و رئیس سازمان صنعتی پژوهش های ایران منصوب می گردد ، امّا بعد از مدتی به دلایلی استعفا می دهد و مجدداٌ راهی آمریکا می شود تا فعالیت های خود را در ناسا ادامه بدهد ، امّا در آنجا به خاطر ایرانی بودن و همکاری با دولت و شورای انقلاب ، مورد بی مهری و تبعیض واقع می شود و مانع همکاری وی با ناسا می گردند . لذا با پیشنهاد دوستانش در « انجمن اسلامی دانشجویان » تحصیلات خود را در زمینه ی فیزیک پزشکی پی می گیرد و بعد از فارغ تحصیل شدن در مقطع فوق دکترای تخصصی ، در مؤسسه ای وابسته به ناسا کار خود را درزمینه ی درمان سرطان شروع می کند و به موفقیت های چشم گیری دست می یابد ، از جمله ی آن اختراع دستگاهی برای درمان بیماران سرطانی است .

ایشان مدّت نوزده سال در بیمارستان ناسا در زمینه ی فیزیک پزشکی به فعالیت می پردازد و به دنبال حمله به برج های سازمان تجارت جهانی در 11سپتامبر ، که مسلمانان در آمریکا و اروپا تحت فشار قرار می گیرند ، ابتدا اخراج می شود و بعداٌ برای جلوگیری از اقامه ی دعوا ، ایشان را بازنشست می کنند .

دکتر پرتوماه طی اقامت در کردستان و در و مسیر بازگشت به آمریکا ، که از کردستان ترکیه می گزرد ، به خوبی به عمق محرومیت ها و مظلومیت های ملّت کُرد پی می برد ، لذا به محض بازگشت به اتفاق کُردهای سایر کشورهای کُردنشین اقدام به تشکیل مؤسسه ای به نام « حزب اسلامی کردستان » می نماید و مجله ای تحت عنوان « جودی » منتشر می کند ، تا از این راه محرومیت و ستم مضاعف ملّت مسلمان کُرد را به گوش جهانیان و امبت اسلام برساند .

ایشان علاوه بر موفقیت چشمگیر و کم نظیر در عرصه ی علوم و تکنولوژی ، به عنوان یک شخصیت برجسته ی اسلامی مطرح است و بر خلاف بسیاری از خودباختگان ، به مسلمان بودنش افتخار می کند . وی علاوه بر اینکه حافظ قرآن و آشنا به علوم و معارف اسلامی هستند ، اخیراً نیز قرآن را به زبان کُردی ترجمه و تفسیر نموده که انشاءالله بزودی به چاپ خواهد رسید . ايشان در سال 1384 دارفاني را وداع گفت .

قرين رحمت حق باد .

 

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 و ساعت 0:52 |

اورامان  

موقعیت:شهرستان سرو آباد

اورامان از مناطق خوش آب و هوایی است که با کوهستانهای سنگلاخ و مرتفع , رودها, چشمه ها و مناظر بدیع طبیعی علاقمندان زیادی را به سمت خویش فرا می خواند.منطقه اورامانات را مرکز تعالیم آئین زرتشت در قبل از اسلام دانسته اند.امروزهم میتوان واژه هایی ازپهلوی ساسانی در زبان مردم آن دیار یافت.مقبره پیرشالیاراز بزرگان زرتشت در این منطقه و در روستای اورامان تخت قرار دارد.

دریاچه زریوار

موقعیت:2 کیلومتری غرب شهرستان مریوان

یکی از زیباترین مناطق  طبیعی و بدیع استان دریاچه زریوار می باشدکه آب آن از طریق چشمه های جوشان کف دریاچه تامین می گردد می گویند دریاچه قبلا شهری باحاکمی بسیار ظالم و ستمگر وجود داشته است. بر اثر ظلمی که حاکم  در حق درویشی بینوا روا می دارد با دعا و تمنای این درویش به درگاه احدیت شهر نابود و در زیر این دریاچه مدفون گردیده است. قبر درویش در کوه مقابل دریاچه موجود است و تاکنون درباب این مسایل تحقیقات خاصی صورت نگرفته است.

 

 

 

 زريوار (مهدي تفسيري)درياچه زريوار (مهدي تفسيري)

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 20:50 |

عمارت خسرو آباد

موقعیت:سنندج بلوار شبلی(خسرو آباد سابق)کوچه خسرو آباد

در سال 1223 هجری قمری این عمارت توسط امان الله خان اردلان مقتدر کردستان برای پسرش خسرو خان ناکام بنا گردید و علاوه بر دو بخش ساختمان اصلی (قصر سلطنتی با ورودی ستوندار در بخش غربی وساختمان شرقی با غلام گردشها و ایوان ستوندارمشرف برصحن عمارتو فضای بیرونی بنا) دارای فضاهای دیگری همچون حمام, اطاق قاپچیانو خدمتکاران و... می باشد.تزئینات معماری بنا شامل: گچبری, آجرکاری اروسی های زیبا(پنجره های رنگی) و حوض صلیبی شکل سنگی است.عمارت خسرو آباد مقر حکومت امان الله خان اردلان بوده است.

 

عمارت آصف(خانه کرد)

موقعیت:سنندج- خیابان امام- نرسیده به سه راه شهدا

احداث بنای اصلی عمارت آصف شامل تالار تشریفات به دوران صفویه باز می گردد. در دوره های بعد به ویژه در دوره های قاجار و پهلوی به تدریج بخشهایی به آن افزوده شده است.سر در ورودی بنا با نمای آجری به شکل نیم هشتی بر اساس سبک باروک ایرانی ساخته شده است.تالارتشریفات با ایوان ستون دارواروسی پرکار بخشهای  بسیار زیبا بنامحسوب می شود.در بخش غربی نیز اروسی های زیبا تعبیه شده است. عمارت داراییک رشته قنات است که تاکنون آب آبنمای مقابل تالار از آن تامین می شود.تزئینات بنا گچبری,آینه کاری و کارهای چوبی است.در ضلع جنوب غربی عمارت حمام خصوصی بنا با سبک و اسلوب معماری حمام های ایرانی ساخته شده است که دارای نقش های آهکبری می باشد.خانه کرد نام مجموعه فرهنگی بزرگی است که قرار است در مرکز شهر سنندج و در قلب بافت تاریخی ان دایر شود.فاز اول این مجموعه موزه مردم شناسی کردستان است که در بهار سال 1382 در محل عمارت آصف گشایش یافت.

عمارت مشیر دیوان

موقعیت:سنندج- خیابان شهدا- روبروی پارک شهدا- کوی مشیر

این عمارت مجموعهای از فضاهای متعدد با شیوه واسلوب معماری ایرانی استکه توسط میرزا یوسف مشیر دیوان فرزند یکی از رجال سیاسی به نام میرزا رضای وزیر کردستانی که در دوره قاجاریه ساخته شده است. عمارت دارای 7 حیاطاست که هریک دارای آبنمای مجزا با طرحهای گوناگون بوده اند.سر در ورودی بنا با پلان نیم هشتی ,  تزئینات آجری سقف شیروانی, تالارتشریفات و ایوان ستوندارجلوی آن طرح کلاه فرنگی وگچبری و مقرنس های گچی , کاربندیهای زیبا واروسی پرکار از جمله قسمتهای مهم وکار حجاری روی سنگ از اره و ستونهای مزین شده از جمله تزئینات بسی شاخص بناست.

عمارت ملا لطف الله شیخ الاسلام سنندجی(خانه سالار سعید(موزه)و عمارت حبیبی)

موقعیت:سنندج- خیابان امام کوچه حبیبی

این عمارت مقارن سلطنت ناصر الدین شاه قاجار حدود 150سال پیش توسط یکی از علمای اهل سنت به نام ملا لطف الله شیخ الاسلام, قاضی القضاه منطقه کردستان  در دو بخش بیرونی تالار تشریفات و زیر زمینی یا حوضخانه به انضمام فضاهای جنبی

و اطاقهایی در دو طبقه و بخش اندرونی ( ساختمان دو طبقه شمالی و ساختمان غربی با دو فضای وسیع در اضلاع شرقی و غربی و سر درها)ساخته شده است.از ویژگیهای بخش بیرونی  اروسی هفت لنگه زیباوتزئینات گچبری وآینه کاری است که بعدها به تملک عبدالحمید خان سنندجی (سالارسعید) در امد واکنون نیز محل استقرار موزه سنندج است.بخش اندرونی نیز در تملک خانواده حبیبی بوده که اینک به عنوان ساختمان  اداری میراث فرهنگی استان مورد بهره برداری قرار گرفته است.موزه سنندج ,   موزه ای منطقه  ای است و در آن آثار تاریخی و باستان شناسی مربوط به کردستان و بعضی از مناطق کشور نگهداری می شود از مهم ترین اشیاء این موزه اشیاء تپه زیویه است.

عمارت وکیل الملک

موقعیت:سنندج- خیابان کشاورز(وکیل سابق)

دمجموعه ای بزرگ متعلق به خانواده وکیل است. از یک قسمت اصلی متعلق به حاج رشید بیگ وکیل(دوران زندیه) و بخشهای دیگر که در وره های بعدی ایجاد شده  تشکیل می شود.ستونهای سنگی با تزئینات طلایی در جلوی ایوانها , سقف شیروانی باطرح کلاه فرنگی, اروسی های پرکارو آجر کاریهای زیبا از جلوه خاصی در این بنا بر خوردار هستند.

عمارت احمدآباد

موقعیت:سنندج- خیابان نمکی این عمارت در زمان پهلوی اول بنا شدهو دارای یک حیاط چهار گوش کوچک وچهار طبقه با نمای جنوبی و تزئینات آجرتراشی بسیار زیبا و پرکار در قسمت نمایاصلی است.

پارک آبیدر

موقعیت:سنندج- انتهای خیابان آبیدراین مجموعه درغرب سنندج ودرانتهای خیابان آبیدر بردامنه کوه آبیدر قرار گرفته است.شهر سنندج از فراز این پارک چشم انداز بسیار زیبایی داردچندین باغ و چشمه طبیعی در این پارکوجود دارد, یکی از بزرگترین باغهای این مجموعه باغ امیریه  می باشد. این مجموعه از قدیم الایام تفرجگاه مردم سنندج بوده و کوه آبیدردارای محبوبیت خاصی در میان مردم است

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 20:47 |

بازار سنندج

موقعیت:مرکز شهر سنندج

پلان بازار سنندج به شکل مستطیل بزرگ بوده است وتمام بازار های ایرانی که بصورت خطی شکل گرفته اند, این بازار با الهام از بازار پیرامون میدان نقش جهان اصفهان به شکل مستطیل ساخته شده و در وسط این مستطیل  سراهای مختلفی قرار گرفته شده است. متاسفانه بازار بر اثر احداث خیابان انقلاب(سیروس_ سابق) به دو بخش مجزا تقسیم شده است و اکنون بخشی از آن راآصف و بخشی را سنندجی  مینامند.از بازار سنندج فقط سه دروازه قدیمی باقی مانده است.اساس پی ریزی بازارمربوط به دوره سلیمان خان اردلان و در عهد صفوی است  و شکل امروزی آن حاصل الحاقات و تغییرات دوره قاجار و پهلوی است.

پل صلوات آباد

موقعیت:بیجار – 15 کیلومتری جاده آسفالته بیجار – تکاب(روستای صلوات آباد)

تاریخ دقیق ساخت پل مشخص نمی باشد اما از شواهد پیداست که پل با عناصر ویژه دوران صفویه بالاخص سنگهای حجاری شده و الگوهای معماری این دوره ساخته شده و در دوره های بعدی مرمتهایی بر روی آن انجام گرفته است.در ساخت پل از قوسهای تیزه دار و سکوها(پاشنه ها-فشار شکنها) متعدد با رعایت کامل اصول پل سازی در معماری ایراناستفاده نموده اند.پل صلوات آباد دارای 9 چشمه است که اندازه دهانه های آن متفاوت می باشد.طول پل 130متراست ارتفاع پل نسبت به موقعیت و توپو گرافی محل بین4/8 متر تا12متر متفاوت است.بر اثر سیلابهای بهاری سال 1375شمسی پل دچار تخریب و ویرانی بیش از حد گردید و پس از مطالعه و تهیه طرحهای لازم , پل بصورت کامل از طرف میراث فرهنگی کردستان مرمت گردید.

پل قشلاق

موقعیت:سنندج بعد از پایانه مسافربری کنارراه آسفالته همدان

تاریخ بنای اصلی  پل به دوران صفویه باز میگردد.بنای پل در زمان امان الله خان اردلان تعمیر و مرمت گردیده ولی بر اثر خرابی و ویرانی بیش ازحد در سال 1268هجری قمری میرزا وزیر کردستانی , پل را به کلی تخریب و مجددا آن رابازسازی کرده است.وجود سنگ نوشته ای برسینه کوه مجاور آن با تاریخ 1284هجری قمری حکایت از تعمیر و مرمتپل در زمان ناظم الایاله میرزا غلام حسیندارد.پل قشلاق دارای 6 دهانه به پهنای 6متر و طول 85 متر است و میانگین ارتفاعآن حدود 11 متر از سطح رود خانه میباشد.

پل فرهاد آباد

موقعیت:15 کیلومتریشمال غربی شهرستان قروه-روستای فرهاد آباد

تاریخ دقیق ساخت پل مشخص نیست,اما با توجه به شیوه معماری به کار رفته, به احتمال قوی از پلهای دوران صفویه است.در دوران حکومت خسرو خان اول مقارن حکومت زندیه مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفت و فرهاد میرزای معتمد الدولهعموی ناصرالدین شاه نیز در زمان حکومت کردستان آن را مرمت نمود و به این دلیل به پل فرهاد آباد معروفاست.پس از تخریب و ویرانی پل بر اثر سیلابهای بهاری در سال 1369, میراثفرهنگی احیا و مرمت کامل پل را انجام داد.پل فرهاد آباد دارای 8 دهانه است که چشمه های وسط بزرگتر و نوع قوس های بکار رفته عموما قوس جناقی  می باشند.

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 20:43 |

مسجد و مقبر هاجره خاتون

موقعیت:سنندج- خیابان صلاح الدین ایوبی(محله قدیمی سر تپوله)

این مجموعه شامل سه حیاط با فضاهای مقبره , مسجد . محل تدفین مشایخ و بزرگان سنندج است.ستونهای سنگی , گچ بریهای زیبا با نقوش گل و گیاه کار استاد کاران و هنرمندان سنندجی از اهم ویژگیهای آن به شمار میرود.حجره هایی در کنار مسجد جهت آموزش طلاب علوم دینی ساخته شده است.برابر روایات موجود این امام زاده شریفه خواهر امام رضا(ع) است که در سفر آن بزرگوار به خراسان در بلوکات کردستان فوت نموده و دراین مکان مدفن است. گویند شخصی بنام الله یعقوب به آبادانی و ایجاد فضاهای بیشتر مقبره حاجره خاتون همت گماشت و مسجدی بنام ایشان در کنار مقبره بنیاد نهاده که بعدها مرحوم عارف حاج شیخ شکرالله شهبازی مشهور به شهبازسنه به بازسازی , تعمیر و توسعه امام زاده اقدام نموده اند.

مسجد خسرو آباد گروس بیجار

موقعیت:روستای خسروآباد گروس 45 کیلومتری شرق بیجار

بنای مسجد مربوط به دوران قاجار است.پلان شبستان با 6ستون مدور قطورو 15 پوشش گنبدی , مصلای تابستانی در ضلع شمالی بنا , ایوان جنوبی و حجره هایی که به عنوان اتاقهای طلاب و خادمین استفاده می شده و آجر کاری با طرحهای گوناگون در بخشهای داخلی و خارجی از ویژگیهای این مسجد می باشد.

کلیسای سنندج

موقعیت:این بنا در خیابان نمکی جنب حمام زرنگار

بنای این کلیسا که تنها کلیسا شهر سنندج است در بافت قدیمی شهر و در محله آقا زمان قرار دارد.این بنامتاثر از معماری دوران اسلامیساخته شده و از بناهای عصر قاجاریه  به شمار می آید.کلیسادارای پلانی به شکل مسطیل استو سر دری مشابه سر در سایر بناهای قدیمی دارد.

بقعه باباگر گر(امام زاده سید جلال الدین)

موقعیت:شهرستان قروه-روستای باباگر گراز توابع دلبران

بنای بقعه در کنار صخره ای  موسوم به صخره اژدها قرار دارد و مدخل آن از دیوار چینی حاصل از خشت و قلوه و پوشش چوبی ساخته شده است.سقف اتاق مقبره گنبدی عرقچین است و برای ساخت آن از سنگهای لاشه محلی بر روی پایه ای خشتی و سنگی استفاده شده لست.در کنار آن چشمه آب معدنی زرد رنگی قرار دارد که قطردهانه آن در حدود 15 متر است و مردم برای درمان بیماری پوستی در آن آبتنی می نمایند

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 20:38 |

کتیبه باستانی تنگی ور

موقعیت:45 کیلومتری شمال غرب شهرستان کامیاران (در فاصله بین روستاهای تنگی ور و یوزی واقع شده است)

کتیبه به شیوه کنده کاری بر روی دیواره ای سنگی ایجاد شده و محل قرار گرفتن آن طاقچه ای است که بر روی صخره ای مرتفع کنده  شده و در دره ای تنگ جای دارد.متن ان به خط میخی و به  زبان اشوری باستان , همراه با تصویر نیم تنه مردی است طبق آخرین مطالعات انجام یافته این کتیبه متعلق به سارکن دوم پادشاه آشور است که پس از ستایش خدایان دولت آشور ,مردوک,نابو, سین, شمش, ایشتار به شرح پیروزی های خود می پردازد. احتمالاَ نقش نیم تنه مرد هم متعلق به شخص سارگون دوم می باشد.

قرآن نگل

موقعیت: سنندج- بخش کلاترزان-روستای نگل(65 کیلومتری جاده سنندج- مریوان)

در داخل مسجد قدیمی روستای نگل(البته مسجد قديمي بازسازي شده است) قرآن خطی وجود دارد که طبق اعتقادات و باورهای مردم در زمره چهارقرآنی است که در زمان خلیفه سوم(عثمان بن عفان) به رشته تحریر در آمده  و به چهار اقلیم دنیا فرستاده شده است.قرآن در قطعرحلی بزرگ با جلد چرمی به رنگ قهوه ای تیره است.صفحاتان از نوعی کاغذ ضخیم تهیه شده که به علت تشابه آن با پوست در میان مردم عامی به پوست آهوشهرت یافته است.خط قرآنی کوفی و دارای نقطه و اعراب به طور کامل است و در قسمت سر سوره ها و شماره های آیات مطلا و مزین به نقوش گیاهی است.بر اساس شواهد و شیوه نگارش و اعراب احتمالا این قرآن مربوط به سده های چهارم  و یا پنجم هجری قمری است.

دژ قم چقای بیجار

موقعیت:45 کیلومتری شمال شهرستان بیجار

این قلعه با وسعت 500 متر مربع در کنار رود خانه قم چقا واقع و از سه طرف به رودخانه منتهی و تنها از قسمت شمال شرقی به دشتها اطراف پیوسته و با توجه به ارتفاع حدود 300متری قلعه از رودخانه دارای موقعیت دفاعی بسیار می باشد.وجود کتیبه هیروگلیف  نیمه تصویری هزاره سوم پ.م و منطقه حفاظت شده حیات وحش به اهمیت و زیبایی قلعه افزودهاست.تعیین تاریخچه احداث قلعه نیازمندمطالعات و کاوشهای بستری است اما استفاده ازآن در دوره های ساسانی , اشکانی و زمان حمله مغولها و تیموریان  مسجل است.

مسجد دارالاحسان سنندج(مسجد جامع):

موقعیت:سنندج- خیابان امام

بنای مسجد در سال 1227 هجری قمری توسط امان الله خان اردلان والی کردستان ساخته  شده و از نظر فضاهای موجود مشتمل بر دو ایوان شرقی و جنوبی , گلدسته های موجود بر بالای ایوان شرقی , صحن مرکزی , 12 حجره اطراف , شبستان ستونداربا 24 ستون سنگی مارپیچ , ... است.بخشی از مسجد حجرهطلاب علوم دینی است و بخش جنوبی صحن اصلی مسجد محسوب میگردد.این بنا دارای تزئینات کاشی  کاری هفت رنگ , آجرکاری لعاب دار, حوض سنگی و فواره های زیبا و همچنین ستونهایی با تزئینات طنابی می باشد.دو ثلث قرآن مجید در این مسجد بر روی دیوارها نگارش یافته است.

مسجد دارالامان(مسجد والی)

موقعیت:سنندج- خیابان فردوسی (پایین تر از میدان انقلاب)

در دوره قاجاریه این مسجد توسط غلامشاه خان فرزند امان الله خان اردلان, ساخته شده است. مسجد دارای صحنی زیبا وایوان بزرگی است که در پشت ان  شبستان وسیعی قرار گرفته است و از نطر معماری قابل مقایسه با مسجد دارالاحسان سنندج میباشد. این بنا نیز بصورت مسجد- مدرسه بوده است که متاسفانه در احداث خیابان فردوسی بخش مدرسه آن از بین رفته است.

مسجد رشید قلعه بیگی

موقعیت:سنندج – خیابان فردوسی –پشت پاساژآشنا

این مسجد در اوایل حکومت قاجار ساخته شده است و پلان آن شبستانی با چهار ستون چوبی و دو طبقه با ورودی نیم هشتی که قوسهای متداخل نیم دایره (حلال) دارد و خواجه نشین وسکوهای اطراف ,  طاق نماهای متعدد از نوع قوس کلیل با بافت خفته- راسته آجری , حیاط چهار گوش , آب نما, ورودی پله دار از دو طرف مسجد و ایوان است. از ویژگیهای معماری آن ابتکار ترکیب آجرکاری و ایجاد طاق نماهای آجر نمای بیرونی داخلی محسوب می شود
+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 20:32 |

مقدمه

استان کردستان با وسعت 28235 کیلومتر مربع در غرب ایران واقع شده است و از شمال به آذربایجان غربی و زنجان و از مشرق به همدان و قسمت دیگری از زنجان و از جنوب به استان کرمانشاه و از مغرب به کشور عراق محدود است.شهر سنندج مرکز استان کردستان است و شهرهای دیگر آن عبارتند از:سقز, مریوان , قروه, بیجار, دیواندره,بانه,کامیاران,سروآباد.زبان اکثریت مردم این استان کردی است.و در بخشهایی از شهرستانهای قروه و بیجار زبان ترکی نیز رایج است.دین مردم کردستان اسلام و بیشتر پیرو مذهب تسنن(شافعی)و عده ای نیز پیرو مذهب تشیع می باشند ,تعدادی از اقلیت های مذهبی (یهودی  و مسیحی) نیز در کردستان زندگی می کنندکه اکثر آنها در شهرستان سنندج سکونت دارند.کردستان دارای سابقه تاریخی درخشان وپیشینه و گذشته ای شایان توجه است, وجود مناطق کوهستانی , مراتع مطلوب و خاص, زیبایی و سر سبزی  و طراوت طبیعت این  ناحیه از جمله دلایلی بود که اولین قبایل آریایی پس از مهاجرت خویش به ایران در این منطقه ماوا گزیدند آنچنان که میدانیم اولین نقشه در راستای برانداختن دولت قدرتمند آشور در این نقطه پی ریزی گردید و پس از شکست آن حکومت در سال 612ق.م بود که اولین امپراطوری ایرانی یعنی مادها شکل گرفت.در تاریخ پیش از اسلام تا قرن پنجم هجری قمری از کردستان فعلی تنها در زمان سلطان سنجر آخرین پادشاه سلجوقی با نام کردستانات یاد شده است که مرکز آن در بهار فعلی واقع در شمال غربی همدان قرار داشته و در زمان حمله مغول صدمات بسیار سنگینی دیده و بعدها به امر سلطان  محمد خدابنده(اولجایتو) قصبه ای بنام سلطان آباد چمچمال واقع در بیستون به عنوان مرکز اداری و سیاسی کردستان دایر شد و قریب به 5/1 قرن این وضع ادامه داشت تا اینکه در سال 774  هجری قمری مقر حکومت کردستان به قلعه حسن آباد واقع در6 کیلومتری جنوب شهرستان سنندج منتقل گردید.وضع بر این منوال گذشت تا زمان به سلطنت رسیدن سلیمان خان اردلان در سال 1040 هجری قمری که مرکز دارالحکومه به شهر سنندج انتقال یافت و از دوران حکومت این والی به بعد حاکمان و والیان در دوره های حکومت خویش به رونق , شکوفایی و آبادانی سنندج پرداختند.با توجه به اینکه استان در طول تاریخ از اهمیت خاصی بر خوردار بوده, لذا آثار و اتلال و بناهای واحد ارزش در آن به یادگار مانده که در این مختصر به معرفی آنها می پردازیم.

غار کرفتو

موقعیت:67 کیلومتری شمال شهرستان دیوان دره

غار کرفتو از زیباترین و با اهمیت ترین غارهای طبیعی و دست ساز ایران محسوب می شود و دارای دو بخش می باشد.

یکی بخش  طبیعی و دیگری بخش دست ساز (آثار معماری صخره ای ) است.در قسمت های جلوی غار که بصورت چهار طبقه ایجاد شده است,اتاقها و راهروها ی متعدد و تودرتو که هر یک بر حسب عملکرد دارای ابعاد خاصی است,  قرار گرفته .در اکثر اتاق ها نورگیر و پنجره هایی درجهت تامین روشنایی تعبیه گردیده است.در بالای سر در ورودی  یکی از اتاقهاکتیبه ای یونانی وجود دارد  که ظاهرا غاررا مشابه معابد یونانی می نماید, اما اختلافبسیاری با معابد یونان دارد.بخش طبیعی غار , یک دالان اصلی است که به عنوان ستون فقرات آن محسوب میگردد و بیش از 600 متر طول و5/1 الی2 متر ارتفاع دارد  و به تمامی راهروها و دالانهای فرعی از این طریق امکان پذیر می باشد. درباره بخش معماری صخره ای غار تاریخ دقیقی وجود ندارد, ولی با توجه به وضعیت دو بخش احتمالااز 3500 سال قبل مورد استفاده قرار گرفته است و اثار برخی از دوره های تاریخی و اسلامی (پارتی و مغول) در ان تا حدودی مشخص است.

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 20:21 |

قلعه باستاني زيويه (عكس شار نيوز)             قلعه باستاني زيويه ي  سقز

 منطقه سقز  بي گمان از كهن ترين و باستاني ترين مناطق فلات غرب ايران است كه امروزه حتي اين اين سئوال مطرح شده آيا اكباتان در زيويه سقز بوده يا همدان ؟البته طرح مسائل تاريخي احتياج به اسناد و مدارك دارد كه خوشبختانه حتي دشمناني چون گريشمن نيز نتوانسته اند قدمت آن را انكار نمايند . سقز در زمان مادها اسكيت نام داشته و سپس با يورش سكائيان به قلمرو مادها و تسخير بلادها و نام آن به ساكز  يا سكاكز تغيير يافت و پس از اينكه هووخشتر مادي پس ازسي سال توانست سكائيان   را تار و مار سازد اين نام همچنان بر ناحيه سقز باقي ماند .

شهر سقز بي گمان پايتخت مانائيها بوده كه مانا يكي از طوايف ماد بوده اند چون سيستم حكومتي ماد مركب بوده از سي ايالات و امير نشين و در واقع مجمــوع حكومت مادي يك كنفدراسيون اموزي بوده است پايتخت و محل قديمي شهر ناحيه     شرقي كنوني است . در محلي بنام كوشكه له كه هنوز تپه كوچكي از كاخ قديمـي در جوار آسياب پنج طبقه جاده سنندج موجود است در ناحيه سقز قلاع مــادي و مانائي مشهور آرمائيت و ايزي بيا و كرفتو و … كه بنابر پاره اي از شـواهد كـاخ هگمتانه نه در همدان بلكه در زيويه سقز بوده است بنابر روايت تاريخي پس از اينكـه پادشاه آشور به قلمرو ماد لشكر كشي كرد بسياري از استحكامات و قلاع مادي و مانائي ويران شدند و اينك در منطقه سقز دهها قلعه قديمي و باستاني ويران وجــود دارند كه هر كدام در دل خود هزاران راز دارند .

               قلعه زيويه در سه هزار سال قبل

قلعه زيويه يا ايازي بيا كه بنابر روايت گريشمن ا خزانه سلطنتي و بنابر تحقيقات رشيد كيخسروي در دو جلد كتاب دوران بي خبري مقر حكومت دياكوي مادي بوده . درنزديكي شهر سقز قرار دارد . قبل از تشكيل حكومت غاصب اسرائيل يهوديان فراواني   در سقز و در نواحي آن ساكن بودند از جمله چند خانوار يهودي در روستاي زيـويه و اطراف ميزيستند تا اينكه چوپاني مقداري اشياء طلائي پيدا كرد و چون يهوديان خبر را شنيدند بلافاصله دوستان خود را در همدان اگاه ساختند آنها نيز به اعظم و رجـل مهم خود ايوب ربنو كاوشگر صاحب اجازه آثار باستاني بوده خبر دادند نامبرده هم پس از  تحقيق فراوان به اين واقعيت دست يافت كه زيويه همان كاخ دياكو است و مملو از جواهرات و اشياء گرانبها مي باشد لذا با تلاش و مذاكره با كاركنـــان وقت حكومتي مجوز حفاري زيويه را گرفت و با كلنگ و بيل به جان اين قلعه باستاني افتاد و آنچه جواهرات و آثار گرانبها داشت استخراج كرد و به اربابان صهيونيست و امپرياليست تحويل داد كه امروزه موزه اسرائيل –فيلادالفيا- نيويورك – پاريس- لندن – و دهها مجموعه خصوصي سرشار از آثار مكشوفه در زيويه مي باشند و تمام اين آثار توسط ايوب ربنو با همكاري مقامــات باستانشناسي وقت و مسئولان نظام پادشاهي از كشور خارج و به تاراج رفتند . علاوه بر آن هرچه را هم نبرده است نابود كرده است بطوريكه در گذارش رسمي مامور اداره فرهنگ در پرونده رسمي و اداري زيويه به نام حفاري صهيونيست ها در زيويه چاپ و پخش كرده اند .

 از جمله آثار منهدم شده عبارتست: از يك مجسمه به وزن بيست خروار كه به دستـور ايوب ربنوآن را تكه تكه كرده اند و نيز طبق شهادت شهود و گزارش اقاي رشــيد كيخسروي در كتاب دوران بي خبري تابوتي كشف شده كه بر جنازه متوفي پارچه اي ديبائي پيچيده بودند زرد رنگ و با خطوط مشخص كه شايد وصيت يا شهــادت صاحب جسد بوده يا نام و نشان او اما بدستور ربنو و دستيارانش آن ديبا را باز و تكه و پاره كرده اند تا سندي بر جاي نماند سپس جسد را نابود و تابوت را برده اند دراين تابوت شمشير و خنجر و اشياء گرانبها بوده است آنچه بغارت رفته كمربندهاي طلا و وسائل اسب سواري و ناقوس هاي زرين و جامهاي طلائي و مجموعه عاج و آثــار مفرغي و فلزي تماما حكايت از اين تمدن عظيم در كاخ زيويه مي كنند خوشبختانـه  هنوز غار و چند طبقه از كاخ اصلي مصون از تعرض مانده است .               

                   مشخصات ظاهري ساختمان زيويه

عددهفت در تاريخ قديم و ادبيات ايرانيان باستان اهميت خاصي داشته و شك و ترديدي نيست كه اعتقادات مذهبي و علايق خاص ايرانيان به نفوذ سياراتن سبعه و وجود هفت آسمان يا هفت فرشته و يا اين عقيده كه مي گويند گردونه آفتاب را هفت اسب حركت مي دهند و يا روح بعد از مرگ از هفت معبر ويا هفت در مي گـذرد و هفت اقليم هفت آتشكده هفت اختر هفت اصل هفت دوزخ هفت خوان و هفت شهر تسليم و … دياكو را وادار ساخته كه ساختمان زيويه را نيز در هفت باروي جداگانه كه بدون شك هر كدام مصارف خاصي داشته اند بسازد از شواهد امر و از نبشته تاريخي درباره دياكو چنين استنباط مي شود كه او فوق العاده مردم دار و نيك انديش بوده و از برسي ساختمان زيويه نتايجي حاصل مي گردد كه براي جوامع بشري سران و ممالك جهان عبرت انگيز و پند آموز مي باشد و به اثباط مي رساند هيچ عاملي براي پيشرفت جوامع بشري مهمتر از اتحاد بين مسئولان و مردم نيست اگر اراهم ثلاثه مصر را با زور تازيانه و شلاق ساخته و هزاران هزار برده و اسير در راه آن بنا جان داده اند در عوض ساختمان هگمتانه در زيويه را مردم  را با ميل ورغبت  .ورضاي باطن خود وبنا به  دستور  ديا كو كه يك قاضي بوده  بنا كرده اند  ومسئله  ساختمان زيويه از ديدگاههاي متعددي قابل بحث  وگفتگو ومطالعه  وتحقيق مي باشد  ساختمان زيويه داراي  هفت بار ويا هفت قسمت مشخص مي باشد  واين هفت بار وبا خصوصيات خاص خود  وجدا ازهم وبا نوع مصالح كاملا متفاوتدر  هفت نقطه از كوه زيويه ساخته شده واثار اين  بار وها  اكنون كاملا  باقي مانده  و اين ساختما ن مركز نخستين دادگستري ايران بوده و ويژگيهاي برجسته اي داشته است……درواقع ساختمان زيويه يك مجموعه اي است در هفت واحد يا هفت باروي بشرح زير  :

1-اولين بارو –عبادتگاه يا مجموعه ساختمانهائي بوده كه آثارآن درست در پاي كوه زيويه ودر قسمت مسطحي در دامنه كوه برسر راه آبادي قره ناوبه عبد الموءمن وزيويه واقع شده *درباره اين قسمت اطلاعاتي چندا ن در دست نيست ومجوعه ساختمان آن كاملا تخريب نشده ا ندوهنوز زيرخاك باقيمانده اند  به اين دليل عبادتگاه را پائين كوه ساخته اند كه دردسترس همگان باشد .دوراين بارو ديواركشي بوده واثارديوا رها يش پيدا است .

2-دومين بارو –اين مجموعه ساختماني بالاتر از اولين بارو ودر دست شرق كوه زيويه واقع شده كه اولين اثار ساختماني در ان به چشم ميخورد وبقاياي يك منطقه مسكوني فوق العاده وسيع كه نشان مي دهد سه طبقه بوده در اين قسمت مشاهده مي شود .نوع مصالح ساختماني اين قسمت با ساير مجموعه ها فرق مي كرده وبيشتر از خشت وسنگ وملاتي از ساروج ساخته شده اطاقهاي متعدد وتودرتو با رنگكاريهاي نسبتا ساده دراين نواحي تا سيس گرديده اين منطقه مسكوني برروي سكوي مثلثي شكل بنا شده سكو يكپارچه از سنگهاي قلوهاي وريزودرشت كه به طرززيباي سنگ چين گرديده ساخته شده وقسمتي از سكو هنوز تخريب نشده وباقي مانده ضمنا سكو را به اين دليل ساخته اند كه شيب كوه دراين قسمت بسيار تند است وتاماداميكه يك سطح كاملا هموار نمي ساخته اند قادر نبوده اند در انجا  ساختمان سازي نمايند .اطاقها تماما  مسكوني بوده ونوع وسائل  داخل اطاقها ميرسانند كه اينجا محل اسكان نگهبانان وامور ارجاعي مردم وسايرطبقات  معمولي ساختمان بوده ظروف سفالي لعابي وكاشي به وفور در اطاقهاي اين قسمت يافت مي شده يكي از اطاقها تا سقف  انباشته از تيروكمان و سرنيزه وپيكان مغرقي وانواع  سلاح بوده ومقدار زيادي هم زنگوله در اين اطاق يافت شد0 كه تعدادي در موزه ايران باستان  مي باشد 0 در يكي از اتاقها به قول اسدالله جواهري يكي ازحفارين وقت مجموعه عاجي يافت شده .از جالب ترين وسائلي كه مي شود به ان اشاره كرد پيدا شدن چند عدد هاون بسيار بزرگ سنگي مي باشد كه قطعا مورد مصرف خاصي داشته اند در عين حال در ورودي  ساختمان از همينجا باز مي شده زيرا تعداد هفده پله از پله هاي سنگي ساختمان هنوز باقي مانده  واثار يك دروازه حجاري شده بسيار بزرگ كه نقش  ونگار گلهاي داوودي وانواع واقسام اشكال هندسي  برروي ان نقره شده بود 0 در اين محل به دست آمده حفاري در اين قسمت از بارو به طور عمده در سالهاي 1326 لغايت 1329 انجام شده است 0

3-سومين بارو-بر روي دومين طبقه طبيعي كوه ساختماني بنا شده كه بسيار جالب بوده ونوع مصالح آن مي رساند ، كه از نظر مرغوبيت و سبك بنا و ساختمان با منطقه مسكوني اولي اختلاف فاحشي داشته ، و از ظاهر امر چنان پيدا است ساختمان اين قسمت مربعي بوده و روغن كاري اطاقهاي بنا رنگ و جلاي خاص داشته و وسايل داخل اطاقها كاملاً دست نخورده باقي مانده و آثار فرش بر كف اتاقها بر جاي بوده ، ميز و مبل و صندلي كه پرفسور گدار در كتاب گنجينه طلاي زيويه كردستان بدان اشاره نموده است در داخل همين اتاق ها يافت شده است و اكثر وسايل تزئيني اتاق از مفرغ ساخته شده و پرفسور گدار نوشته كه مبل زيويه مرصع بوده و پوششي از عاج روي دسته مفرغي آنرا پوشانيده است . وضع قرار گرفتن اطاقها بيننده را وادار مي نمايد كه تصور نمايد ساختمانهاي اين قسمت مربعي شكل بوده و وجه تمايزي با ساير مجموعه هاي ساختماني داشته و در واقع اين محل استعداد بهتري براي ساختمان سازي داشته است .

 

 

تصويري از قلعه باستاني زيويه (عكس از شار نيوز)

+ نوشته شده توسط مهدي تفسيري در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 20:15 |